يادداشت روز
اولين پالس منفي اوباما براي روحاني
خراسان - مورخ شنبه 1392/04/15 شماره انتشار 18445
نويسنده: سيدحميد حسيني political@khorasannews.com

دور جديدي از تحريم هاي يک جانبه آمريکا عليه ايران از دوشنبه گذشته اجرايي شد. تحريم هايي که به گفته وزير انرژي آمريکا شديدترين تحريم ها عليه ايران تاکنون مي باشد. اين تحريم ها اگر چه ۶ ماه قبل به امضاي باراک اوباما رسيده بود اما زمان اجرايي شدن آن بدون شک با توجه به زمان انتخابات رياست جمهوري در ايران براي چنين موعدي در نظر گرفته شده بود. اما به واقع چرا در حالي که نتيجه انتخابات رياست جمهوري در ايران با استقبال نسبتاً گسترده جهاني مواجه شد و حتي باراک اوباما و سران گروه ۸ از «استقبال محتاطانه» از انتخاب حسن روحاني به رياست جمهوري سخن گفتند اين تحريم ها اجرايي شد؟ طي روزهاي گذشته برخي منابع و تحليل گران از رايزني هايي در کاخ سفيد براي به تعويق انداختن اجراي اين تحريم هاي شديد براي جلوگيري از ايجاد تنش و ارسال پيامي منفي براي دولت آينده ايران خبر داده و همچنين بر ضرورت اين اقدام تأکيد کرده بودند. ضرورتي که مدنظر سياست گذاران کاخ سفيد قرار نگرفت و حداقل در اين مرحله مشخص شد که شيوه برخورد آمريکا با ايران به رغم برگزاري انتخابات ۲۴ خرداد و نتيجه آن تغييري نداشته است و کاخ سفيد همچنان سياست مذاکره تحت فشار را دنبال مي کند. پس از انتخابات رياست جمهوري يازدهم و انتخاب حسن روحاني دو ديدگاه در بين تحليل گران و چهره هاي نزديک به دستگاه ديپلماسي آمريکا براي نحوه تعامل با ايران به ويژه در موضوع هسته اي مطرح شد. در نگاه اول تعدادي از تحليل گران و چهره هاي نزديک به کاخ سفيد نتيجه انتخابات رياست جمهوري ايران را تابعي از فشارهاي خارجي و به ويژه تحريم ها مي دانند و در همين راستا معتقدند دليلي براي تغيير اين رويکرد وجود ندارد آن گونه که نيوريپابليک مي نويسد: « دنيس راس از موسسه واشنگتن و از چهره هاي بلند پايه سابق وزارت خارجه آمريکا بر اين عقيده است که بايد کمتر در مورد ايران خصومت به خرج داد و سخن از جنگ به ميان آورد اما اين به معني تغيير موضع نيست. به زعم وي، از آنجايي که رويکرد آمريکا در قبال ايران به پيروزي روحاني منجر شده، دليلي براي تغيير اين سياست وجود ندارد و نبايد زمان بيش از اندازه اي را براي ديپلماسي در نظر گرفت.» البته در سوي ديگر برخي تحليل گران با استناد به تجربه قبلي با ايران بر رويکردي متفاوت تاکيد مي کنند: «ولي نصر، مقام سابق وزارت خارجه آمريکا که هم اکنون در دانشگاه جان هاپکينگز فعاليت مي کند، از آمريکا مي خواهد نخستين گام را براي ترغيب دولت جديد ايران براي نشستن پاي ميز مذاکره، بردارد. نصر مي گويد در ۸سال گذشته ايالات متحده بر سياست اعمال فشار و تحريم ايران متمرکز بوده و از ارائه مشوق ها به منظور تغيير محاسبات جمهوري اسلامي، روي گردان بوده است. وي خاطرنشان مي کند ادامه اين روند مي تواند نتيجه عکس به همراه داشته باشد، چرا که پوششي براي رويکرد جديد روحاني در مذاکرات هسته اي ايجاد نمي کند و در عين حال موضع اصلاح طلبان را تضعيف مي کند. البته اين به معني استقلال روحاني در تصميم گيري در زمينه هسته اي نيست. از سوي ديگر روحاني نمي تواند بدون اين که آمريکا نخستين گام را برداشته باشد، پاي ميز مذاکره بازگردد. بايد توجه داشت پيروزي روحاني به معني تغيير رژيم در ايران نيست، بلکه تنها بازي تغيير مي کند. به هر ترتيب نتيجه انتخابات ايران به اندازه اي روشن بوده که بتواند اعتبار ادامه سياست کنوني آمريکا را زيرسوال ببرد.» مدير تحقيقات شوراي ملي ايراني آمريکايي نيز در مطلبي در الجزيره و هم راستا با اين نظر مي نويسد: « مقامات دولت اوباما مي گويند اين اعمال تحريم ها عليه ايران بوده که پيروزي روحاني در انتخابات را به دنبال داشته است. اين درحالي است که پيش از انتخابات هيچ کس در واشنگتن نمي گفت که هدف از تحريم ها، ناگزير کردن مردم ايران براي راي دادن به کانديدايي ميانه رو در انتخابات است. کوري متغير واشنگتن به وابستگي بيش از اندازه به تحريم ها منجر شده است. آن دسته از تحليلگران آمريکايي که پيروزي روحاني را ناشي از اعمال تحريم ها مي دانند، به نوعي به ديدگاه دايي جان ناپلئوني عقيده دارند، به اين معني که هر اتفاقي که در ايران مي افتد ناشي از دسيسه هاي ديگران است.»

بدون آن که به اين بحث بپردازيم که رويکرد سياست خارجي آمريکا تا چه حد متاثر از اين ديدگاه ها و تحليل هاي اتاق هاي فکر و کارشناسان سياست خارجي در اين کشور است، آن چه در اولين مواجهه جدي دولت اوباما با نحوه تعامل با نتيجه انتخابات رياست جمهوري ايران خود را نشان داد ادامه رويکرد قبلي بود و به رغم گزارش هايي مبني بر تعويق اين تحريم ها و ضرورت ارسال پيام مثبت به ايران کاخ سفيد نتوانست بر ترديدهاي خود فائق آيد. ترديدهايي که البته برخي مواضع داخلي در ايران نيز در پررنگ تر شدن آن بي تأثير نبوده است. تأکيد پررنگ دولت مستقر بر نقش تحريم ها در اوضاع نابه سامان اقتصادي - که البته در تأثيرگذاري تحريم ها بر اوضاع اقتصادي ترديدي نيست اما بحث در ميزان آن است - و همچنين مباحث مطرح شده در تبليغات انتخاباتي از سوي نامزدهاي انتخابات و همچنين تأکيد رئيس جمهور منتخب در اولين نشست خبري خود بر اين که اولويت دولت يازدهم در زمينه تحريم ها «جلوگيري از اعمال تحريم هاي جديد خواهد بود» و برخي مواضع و شرايط ديگر همچون وضعيت اقتصادي و چالش کسر بودجه دولت آينده، دولتمردان آمريکا را در اين مرحله به اين جمع بندي رسانده که نيازي به تغيير رويکرد قبلي احساس نمي شود و اگر تحريم ها موثر بوده است مي توان با تشديد آن ايران را در پاي ميز مذاکرات آينده وادار به انعطاف بيشتري در مواضع قبلي خود کرد. به نظر مي رسد دولت اوباما در اولين گام خود براي تعامل با دولت آينده ايران انتظارها را برآورده نکرد، اعمال اين رويه از سوي کاخ سفيد اگر چه فشار را بر ايران افزايش داده اما تجربه قبلي نشان داده که در عمل منجر به آن چه «انعطاف» بيشتر ايران مي نامند نشده است. با توجه به مواضع صريح مقام هاي ايراني درباره به رسميت شناخته شدن حق برخورداري ايران از فناوري هسته اي، اين شيوه يعني «مذاکره تحت فشار» نه تنها بن بست پيش آمده در روند مذاکرات هسته اي را باز نخواهد کرد بلکه اين کلاف سر در گم را پيچيده تر مي کند. رسيدن به فرمولي براي اعتمادسازي در مسئله هسته اي کار چندان پيچيده اي نيست. راه رسيدن به اين فرمول از نهادهاي فني و تخصصي همچون آژانس مي گذرد اما اگر نگاه آمريکا به مسئله هسته اي ايران همچنان مبتني بر استفاده از اهرم مسئله هسته اي - به واسطه قدرت اجماع سازي اين مسئله - براي تسويه حساب در ديگر حوزه هاي سياسي مثل سوريه، صلح خاورميانه و... باشد نمي توان چندان اميدي به تغيير شرايط داشت.



امتياز كاربران:
امتياز بدهيد:
نظرات
نام:
ايميل:
نظر:
كد امنيتي
کد مشخص نیست


كد امنيتي: