هشتم سپتامبر دو هزار و ده
بیست و هشتم رمضان هزار و چهارصد و سی و یک

همزمان با دهه فجر نشست بررسي ادبيات انقلاب اسلامي در سراي دائمي اهل قلم با حضور يدا... قائمپناه، فرخنده حقشنو و عليا... سليمي برگزار شد به گزارش فارس در ابتداي اين نشست عليا... سليمي با اشاره به اين که دومين نشست بررسي ادبيات انقلاب اسلامي با محوريت داستان بلند برگزار ميشود، گفت: اوج و فرودهاي ادبيات انقلاب پس از سه دهه و اين که آيا اين ادبيات در آينده ميتواند چشماندازهاي روشني داشته باشد يا خير، دراين نشست مورد ارزيابي قرار گرفت.وي ادامه داد: اغلب کارشناسان معتقدند ادبيات انقلاب با وقفه مواجه بوده و همين امر سبب شده که ادبيات دفاع مقدس که برآمده از ادبيات جنگ است از آن پيشي گرفته و ادبيات انقلاب تا به امروز نتوانسته به جايگاه حقيقي خود دست يابد. اين در حالي است که با وقوع انقلاب اسلامي در سال57 به نوعي تمامي بنيانهاي اجتماعي در جامعه ما تغيير کرد و اين موضوع بايد خود را در ادبيات نيز نشان ميداد. هنگامي که بنيانها و مناسبتهاي اجتماعي تغيير پذير است بازخورد آن در ادبيات نمايان ميشود. به گفته سليمي ادبيات مسئلهاي است که از آن به عنوان تاريخ حسي و عاطفي يک ملت ياد ميشود چرا که خيلي از مسائلي که در تاريخ هر کشوري ياد نميشود در ادبيات متبلور ميشود.
يدا... قائمپناه منتقد در اين نشست گفت: تلفظ ادبيات حتي در سخنرانيها و گفتارها را شاهد هستيم. وي با اشاره به سير ادبيات انقلاب گفت: ملموسترين تغيير در ادبيات ما با رويکرد انقلابي شايد از شعارها آغاز شد اين شعارها آهنگين بود اما وزن و قافيه در آنها رعايت نميشد. علت هم اين بود که اين شعارها بداهه و به دست مردم عامي ساخته ميشد. وي گفت: گاهي همين شعارها نثر ميشد اما بسيار ملموس بود که اين ادبيات پايه و اساس انقلاب ما را تشکيل داد. وي بيان کرد: پس از انقلاب هم اين مسئله کم و زياد پيگيري شد.اشعار رويکرد انقلابي پيدا کردند و دراين ميان نبايد از نقش و تاثيرگذاري جبهه غافل شد. قائم پناه اظهار داشت: ما در ادبيات انقلاب 4 اقليم را ميتوانيم نام ببريم. اول اقليم سخنرانيها است که حتي برخي از آنها مکتوب شده همانند سخنرانيهاي شهيد هاشمينژاد. وي در اين راستا افزود: اقليم دوم خاطرات است، اکثر ادبيات انقلاب ما و نويسندگان که خاطرات جبهه، جنگ و اسارت را نگاشتند به حوزه وسيعي از جمله خاطره مربوط ميشود. وي ادامه داد: اقليم سوم شعر است، شعرهاي انقلابي که در ابتدا توسط شاعراني چون علي معلم، حميد سبزواري، براتيپور و ديگر شاعران کشور آغاز شد شعرهايي در وصف انقلاب، دهه فجر، جبههها و تهييج نيرو به جبههها سروده ميشد. وي به اقليم ديگر اشاره کرد و گفت: اقليم ديگر ترجمه است که ما در آن ضعيف عمل کردهايم. کتابهاي انقلابي بسيار کمي ترجمه شده چه از فارسي به زبانهاي ديگر و چه بالعکس و بايد اذعان کنم که در اين اقليم رشدي را شاهد نبودهايم. قائمپناه ادامه داد: اين 4 اقليم را در جريان سير ادبيات داريم که کتابهاي داستان و مقالات در ميان اين اقليمها جاي دارد. وي تاکيد کرد: اگر به طور خاص به داستان نگاه کنيم فکر ميکنم ابتداييترين داستان هاي بلند ما کتاب «آنچه گذشت» بود که موفق نشد خوانندگان را به سوي خود جلب کند اما نويسنده تلاش کرده بود سير و جريان انقلاب را به شکل داستان بلند مطرح کند. قائم پناه تاکيد کرد: اما در اين ميان داستانهاي کوتاه تا حدودي رشد کرد و امروز هم رويکرد به داستانهاي بلند آغاز شده است؛ از جمله رماني براي امير صياد شيرازي نوشته شده است که کتاب تقريبا موفقي است. اين کارشناس حوزه ادبيات معاصر با اشاره به داستان بلند تصريح کرد: کتاب نامه سميرا، دو مجاهد، حماسه انتظار و سفر جنوب اينها آثاري هستند که پس از انقلاب نوشته شدند و رويکرد انقلابي دارند.
در ادامه فرخنده حقشنو منتقد ادبيات داستاني در مورد ردپاي ادبيات در انقلاب گفت: ابتدا تعريف موجز از ادبيات بايد آورده شود و آن اين که ادبيات به هر نوع نوشتهاي اعم از گزارش، مقاله، داستان، شعر و اعلاميه گفته ميشود. وي گفت: در ميان اين ادبيات، ادبيات خلاقه انتخاب شد که در آن ميان رمان و داستان بلند انقلاب برگزيده شد که بايد ديد ادبيات انقلاب چيست. حقشنو افزود: يک وجه ادبيات انقلاب به سال 1342بازميگردد (دهه40) و وجه ديگر از سال 1356 است که درست مطابق با حرکتهاي انقلابي است و شروع کارهاي نويسندگان است. وي ادامه داد: اما مد نظر ادبيات سال 1357 به بعد است. حتي ميتوان ادبيات انقلاب را از سال 1359 به بعد نيز محسوب کرد چرا که شامل دفاع مقدس نيز ميشود. وي افزود: ادبيات انقلاب ما به سبب گرهخوردگي با جنگ نتوانست رخ بنمايد و نويسندگان تا آمدند ادبيات انقلاب را بشناسند به ادبيات دفاع مقدس رسيدند. ادبيات دفاع مقدس در شرايطي آغاز شد که هيچ نويسندهاي نميتوانست آن را ناديده بگيرد. اين منتقد ادبيات داستاني اظهار داشت: نويسندگان نميتوانستند 8 سال دفاع مقدس را ناديده بگيرند و از آن چيزي ننويسند و به اين دليل، بخش اعظمي از ادبيات انقلاب ما شامل ادبيات دفاع مقدس شد. حقشنو با اشاره به ادبيات انقلاب به لحاظ تعداد و شمارگان گفت: نويسندگان پس از مشاهده ادبيات ديگر کشورها و آغاز به کار ادبيات آنها با رمان در ايران به اين فکر افتادند که اين مرحله بايد با داستان کوتاه آغاز شود. وي افزود: ولي درست پس از انقلاب شکوهمند اسلامي اين آمار تغيير کرد و آمار ما در قلمزني داستان کوتاه و رمان افزايش يافت. حقشنو ادامه داد: آماري که در حال حاضر ارائه شده آن است که ادبيات پس از انقلاب در دهه اول به سبب فراواني تعداد رمانها، خوانندگان و نويسندگان با کل ادبيات پيش از انقلاب برابري ميکند. اين کارشناس حوزه ادبيات معاصر ادامه داد: در حال حاضر آثار خوبي داريم که جريانات انقلاب به خوبي در آن معرفي و آسيبشناسي شده و جوانان ميتوانند از آن بهرهمند شوند. وي گفت: در حال حاضر بسياري از نويسندگان ادبيات دفاع مقدس جبهه را درک نکردهاند اما آنچنان ملموس آن را بيان ميکنند که خواننده حس ميکند گويي نويسنده خود در آن لحظات حضور داشته است. حقشنو اظهار داشت: تغييرات در ادبيات انقلاب چه در باب موضوع، مضمون و درونمايه و کليه عناصر داستاني کاملا در حال حاضر محسوس است. وي گفت: در دهه اول نويسندگاني که همپاي انقلاب نبودند يا سکوت کردند يا قلم بر دست نگرفته و ننوشتند ولي به هر حال يک دهه موفق پشت سر گذاشته شد. حقشنو بيان کرد: دهه 70 هم به لحاظ دفاع مقدس بسيار موفق بود؛ اما دهه 80 متاسفانه يک رکود بسيار زيادي در ادبيات انقلاب بود به اين دليل که پس از جنگ و آتشبس و ارتحال امام (ره) اين رکود مرموزتر شد و در حال حاضر در آثار دفاع مقدس اين رکود به شکلي است که حتي گاه عنوان ميشود اثر خلق شده ضد جنگ يا داراي ادبيات سياه است.
حسين فتاحي، داستاننويس نيز در گفتوگو با ايسنا، از انگيزه به عنوان مهمترين مسئله در تأليف اثري ماندگار در حوزه ادبيات داستاني انقلاب اسلامي ياد کرد و گفت: در اين 30 سال، انگيزهها نه تنها تقويت نشدهاند، که آنها را ضعيف هم کردهاند. در فضاي رقمخورده در برخي جريانهاي رسانهاي، داستاننويسان انقلابي طرد ميشوند و اين مسئله ناشي از سياسي شدن فرهنگ است. هنگامي که فرهنگ سياسي ميشود، نتيجه اين ميشود. البته به اعتقاد من، رويکرد و نوع نگاه متوليان فرهنگ نيز در رقم خوردن چنين نگاهي بيتأثير نبوده است. او در ادامه تأکيد دارد: کليت نگاه فرهنگي انگيزه را براي رمان نوشتن درباره انقلاب اسلامي از بين برده است و اين بيانگيزگي در بين نويسندگان منتقد و موافق انقلاب اسلامي مشهود است. فتاحي درباره اينکه بعد از سه دهه از گذشت انقلاب اسلامي، به نظر ميرسد آثار داستاني کمي در اين زمينه توليد شده است، عنوان کرد: به واقع من در اين زمينه بهطور جدي و تحقيقي ريشهيابي نکردهام که چرا اينقدر ادبيات داستاني انقلاب اسلامي مورد غفلت واقع شده است؛ اما چند نکته را ميگويم که ميتوان استنباطهايي را از آنها داشت. او ادامه داد: در واقع، مسئله پيروزي انقلاب اسلامي بستري وسيع براي خلق آثار جدي ادبيات داستاني است؛ کما اينکه اين اتفاق در بسياري از کشورهاي مهم جهان رخ داده است. هنگامي که مسئلهاي به اسم انقلاب در کشوري رخ ميدهد، طبيعي است که هنرمندان آن سرزمين از اين بستر مهم اجتماعي - سياسي براي روايت آنچه که رقم خورده است، بهره بگيرند. شايد بشود انقلاب اسلامي ايران را به سفرهاي گسترده تعبير کرد که هرکسي ميتواند بر سر آن بنشيند و استفادهاي ببرد؛ اگر هنرمند، هنرمند باشد، طبيعي است که بتواند از اين بستر استفاده ببرد. نويسنده «فصل کبوتر» (رمان برتر دومين جشنواره داستان انقلاب) يکي از دلايل غفلت ورزيدن درباره ادبيات داستاني انقلاب اسلامي را از آنجا ناشي دانست که آنطور که بايد و شايد، در رسانهها به اين ادبيات پرداخته نشده است؛ بهشکلي که بسياري از آثار ادبيات داستاني انقلاب اسلامي بهدليل نبود توجه و اطلاعرساني درباره آنها از بايگانيها و انبارها سر در آوردهاند. فتاحي معتقد است: بيتوجهي که نسبت به ادبيات داستاني انقلاب اسلامي در طي دهههاي گذشته صورت گرفته، منجر به وضعيت کنوني شده است که بخشي از اين مسئله متوجه رويکردهاي مقطعي تصميمگيران فرهنگي در اين حوزه است. در واقع، ادبيات داستاني انقلاب اسلامي ضرورتش در همه سال احساس ميشود؛ نه اينکه در مقطعي به آن پرداخته شود و بعد به دست فراموشي سپرده شود. او تأکيد دارد: خلق يک اثر داستاني ماندگار مستلزم فراهم بودن شرايط براي چنين اثري در حوزه انقلاب اسلامي است؛ هرچند طي سالهاي گذشته، آثار داستاني کموبيش بيشتري نسبت به دهههاي گذشته درباره انقلاب اسلامي نگاشته شده است؛ اما اين آثار نتوانستهاند به تأليفهاي ماندگاري تبديل شوند؛ نه اينکه دست خاصي در اين مسئله بوده که به ادبيات انقلاب اسلامي بيتوجهي شود، درواقع، همه اينها ناشي از بيبرنامگي بوده است. اين داستاننويس افزود: از سويي به اعتقاد من، روند مميزي هم در شکلگيري اثر ماندگار در حوزه ادبيات داستاني انقلاب اسلامي دخالت چنداني نداشته است. اگر يک هنرمند بهطور جدي بنويسد؛ مطمئنا هيچ مميزي به عقلش نميرسد که بخواهد مچ او را بگيرد. ضمن اينکه ما در تجربههاي تاريخ ادبيات دنيا ميبينيم در اوج سختگيريهايي در کشورهاي دنيا، شاهد خلق شاهکارهاي ماندگار بودهايم.
سيدهاشم حسيني که به زودي سومين رمانش را با موضوع انقلاب اسلامي منتشر مي کند معتقد است: به دليل نبود برنامه و استراتژي روشن سياستگذاران فرهنگي، ادبيات داستاني انقلاب اسلامي مورد غفلت قرار گرفته است. اين نويسنده انقلاب در گفتوگو با ايسنا، عنوان کرد: به اين موضوع که چرا در آثار داستاني، انقلاب اسلامي مورد غفلت قرار گرفته است، زياد پرداخته شده و از اين موضوع پرسش شده؛ اما کمتر به پاسخ روشن و دقيقي در اينباره رسيدهايم. او با رد اعتقاد برخي که معتقدند ضرورت پرداختن به موضوع انقلاب اسلامي در ادبيات داستاني مستلزم گذر زمان است، گفت: اتفاقا زمان خوب پرداختن به ادبيات داستاني انقلاب همين سالهاست که هنوز نسلي از انقلابيون زنده هستند و ميتوان به مواد دستاول و همچنين خاطرات بکر در اينباره دست پيدا کرد. البته کساني که اعتقاد دارند هنوز براي پرداختن به ادبيات داستاني انقلاب اسلامي زود است، تفکرشان ناشي از اين نوع نگاه است که با گذر زمان، برخي از مسائل پنهان مربوط به انقلاب اسلامي روشنتر ميشود. نويسنده «اشک آخر» (تقديرشده در نخستين جشنواره داستان انقلاب) در ادامه خاطرنشان کرد: جمعي از نويسندگان و منتقدان هم وقوع جنگ تحميلي را يکي از دلايلي برميشمرند که نويسندگان مجال نيافتند به طور جدي به ادبيات داستاني انقلاب بپردازند. در عين حالي که اين نگاه و استدلال درست به نظر ميرسد؛ اما به اعتقاد بنده، بايد در جستوجوي دلايلي ديگر براي اين مسئله برآمد؛ از جمله اينکه شايد توجه نکردن به ادبيات داستاني انقلاب اسلامي ناشي از نبود يک متولي رسمي بوده و از همينروست که ميبينيم طي چند سال اخير، جشنواره داستان انقلاب اسلامي برگزار ميشود تا بتواند بخشي از اين کاستي پيشآمده در چند دهه اخير را جبران کند. حسيني متذکر شد: کم بودن تعداد آثار تأليفي در حوزه ادبيات داستاني انقلاب اسلامي به طور مستقيم بر کيفيت اين نوع ادبيات داستاني تأثير داشته است و در واقع، عرضه و توليد کم در اين عرصه منجر به اين شده که آثار توليدشده در اين حوزه شاهکار نباشد. به اعتقاد او، نه تنها جرياني که با انقلاب اسلامي موافق نبود، از پرداختن به انقلاب اسلامي امتناع کرد و درباره اين اتفاق مهم اجتماعي در تاريخ معاصر ايران سکوت را در پيش گرفت؛ بلکه جريانهاي ارزشي ادبيات نيز به دليل وقوع جنگ تحميلي و پرداختن به دفاع مقدس عملا از اين مسئله غفلت ورزيدند. اين نويسنده انقلاب در ادامه يادآور شد: البته توجه بيشتر به دفاع مقدس در ادبيات داستاني ميتواند از اينجا هم ناشي شود که به نسبت انقلاب اسلامي، طيف وسيعتري از مردم با آن درگير بودند و طبيعي است که بيشتر مورد توجه مخاطبان قرار گيرد. مسئله ديگر به خود پروسه زماني وقوع اين دو اتفاق مهم اجتماعي بازميگردد؛ نخست اينکه انقلاب اسلامي عملا از نيمه دوم سال 56 تا اواخر سال 57 که منجر به سقوط رژيم پهلوي ميشود، به طول ميانجامد؛ در حاليکه مردم ايران هشت سال درگير يک جنگ تحميلي بودند؛ پس طبيعي است که به اين موضوع بيشتر توجه شود. نويسنده «گل سنگ» (برگزيده دومين جشنواره داستان انقلاب) البته رويکرد مميزي و تصميمگيران فرهنگي کشور را بيتأثير ندانست و يادآور شد: شايد برخي ديدگاهها در مقاطعي از سالهاي نظام جمهوري اسلامي سبب شد نيروهاي منتقد و يا حتي معارض از پرداختن به مسئله انقلاب اسلامي سر باز زنند و با اين استدلال که مميزي اجازه عرضه و انتشار آثار داستاني آنها را نميدهد؛ پس ترجيح ميدهند به خلق و توليد آثاري در اين زمينه دست نزنند. به اعتقاد اين داستاننويس، داستان کوتاه انقلاب اسلامي نسبت به رمان وضعيت بدتري دارد؛ هرچند داستان کوتاه به لحاظ ساختاري و روايي کمتر امکان پرداختن به مسئله انقلاب اسلامي را دارد.
محمد ميرکياني در گفت وگو با فارس گفت: رمانهايي که بعد از انقلاب نوشته شد به طور طبيعي از نظر محتوايي تحت تأثير محتوا و درونمايه انقلاب اسلامي بوده است. رمانهاي ارزشي، از لحاظ ساختاري و ويژگيهاي فني يک رمان در يک اندازه نبودهاند. خود نوشتن رمان هم علتي دارد. چون ادبيات داستاني، برعکس ادبيات شعري يا برعکس شعر نياز به تجربه دارد. هر اندازه که زمان بگذرد و نويسندگان تجربه غنيتري از زندگي پيدا کنند، آثاري هم که در زمينه ادبيات داستاني خلق ميکنند غنيتر است. بنابراين، خيلي طبيعي است، رماني که در سال 59 و 60 نوشته ميشود، با رماني که در سال 80 نوشته ميشود تفاوت هايي از نظر ساختاري و ارزش هاي هنري داشته باشد. وي افزود: در مجموع، ميشود گفت از نظر درونمايه، با رمانهايي که به موضوع مفاهيم ارزشي، مذهبي ميپرداختند متفاوت بودهاند و بعضي به مسائل انقلاب پرداختند. البته در حد خيلي کمي. بخشي از رمانها هم به مفهوم جبهه و جنگ پرداختند. رمانهايي که به جنگ و انقلاب پرداختند در يک جهت و يک سو قرار گرفتند، چرا که جنگ ادامه انقلاب بود. يعني دلايلي که باعث شد جنگ به مردم ما تحميل شود، وقوع و موج انقلاب اسلامي بود که سراسر دنيا را فرا گرفت و استعمارگران از آن احساس خطر کردند و جنگ را به ملت ما تحميل کردند. عمر انقلاب کوتاه بود ولي خود جنگ ادامه انقلاب بود. بنابراين ميشود گفت، رمانهايي که در ارتباط با جنگ و انقلاب نوشته شده در يک سمت و سو قرار دارند که هم به جنگ، هم به انقلاب و هم به مسائل اخلاقي و انساني ميپرداختند. ميرکياني از ميان آثار قابل توجه در اين زمينه، «من او» نوشته «رضا اميرخاني»، «اي کاش گل سرخ نبود» نوشته منيژه آرمين، تعداد قابل توجهي از داستان هاي آقاي ابراهيم حسن بيگي،را از آثار خوب پس از انقلاب برشمرده است.
راضيه تجار هم گفت: داستانهاي کوتاه بسيار خوبي در ارتباط با جنگ نوشته شده که علاقهمندان ميتوانند آنها را بررسي کنند. به هر حال دوستان نويسنده کارهايي کردند ولي کار شاخصي که ما بخواهيم صد در صد نام ببريم شايد هنوز اتفاق نيفتاده باشد. اما نقطهچين هايي صورت گرفته که انشاءا... بعدا ميتواند برآيند خوبي را نشان بدهد. مقصودم اين است که اگر ما بخواهيم به همه نمره صد بدهيم و به دنبال آن باشيم، براي يک رمان شايد نيابيم. ولي کارهايي ارائه شده که اينها ميتوانند نمره هفتاد يا هشتاد بگيرند و ميانگين خوبي داشته باشند.مثلا نويسندگاني مانند زنوزي، فتاحي، اميرخاني، بايرامي و البته بنده در زمينه داستانهاي کوتاه و همچنين خيلي از افراد در زمينه ادبيات جنگ کار کردهاند. وي افزود: متأسفانه من در مورد انقلاب کاري انجام ندادهام. چون بلافاصله، بعد ازانقلاب جنگ شد، و نوشتهها بيشتر به اين سمت يعني جنگ متمايل شد. موضوع انقلاب و جنگ، خيلي با هم مربوط هستند و در نتيجه به اين بخش بيشتر عنايت شده است. من بيشتر گرايشم به داستانهاي جنگ است. نهادهايي مثل بنياد شهيد يا بنياد حفظ آثار به نوعي نويسندگان را به اين سمت ميکشند. اگر واقعا مرکزي باشد که به اين بخش، يعني انقلاب بپردازد، حتي به افرادي که شهيد نشده باشند، داستاننويسي انقلاب تکميلتر ميشود. البته منظورم کار سفارشينويس نيست. نه! اين کارها دلي است و تنها رهبري و سازماندهي ميخواهد، جهتدهي ميخواهد.
خسرو باباخاني معتقد است: در حوزه ادبيات داستاني، انقلاب خيلي مظلوم واقع شده است. اين داستاننويس در گفتوگو با ايسنا، عنوان کرد: راستش حقيقت اين است که انقلاب اسلامي مادر وقايعي بود که در سالهاي بعد از انقلاب رخ داد؛ اما به بچههاي اين واقعه که همان جنگ تحميلي و ماجراي طبس بودند، خيلي بيشتر پرداخته شد. حتي اگر با نگاهي توأم با اغماض هم به آثار توليدشده در اين حوزه نگاه کنيم، بعيد بتوان سه اثر داستاني خوب را برشمرد. او در تشريح عوامل دخيل در اين موضوع، اظهار کرد: عوامل متعددي در اين مسئله دخيل است؛ نخست اينکه شايد هنوز آن فاصله لازم با انقلاب اسلامي گرفته نشده تا ابعاد گسترده اين واقعه مهم اجتماعي روشنتر شود. مسئله بعدي که به مراتب خيلي اهميت دارد و در توليد و توليد نشدن ادبيات داستاني در حوزه انقلاب اسلامي تأثير مستقيمي دارد، اطلاعات تاريخي نويسندگان است که عموما نويسندگان در اين حوزه با اطلاعات ناچيز تاريخي درباره شکلگيري انقلاب اسلامي، حضور مردم و نقش تشکيلات و جريانهاي سياسي روبهرو هستند و همين ضعف اطلاعات تاريخي باعث شده است که نويسندگان يا به سراغ اين موضوع نروند و يا اگر از انقلاب اسلامي نوشتند، آثاري سطحي و دمدستي را ارائه کنند. عضو هيئتداوران دومين جشنواره داستان انقلاب متذکر شد: داستاننويسان آن رنجي را که بايد براي کسب دانش تاريخي بر جان بخرند، نميخرند و از همينرو آثاري ضعيف را در اين حوزه تأليف ميکنند که عموما برآمده از تجربيات آنهاست و يا اينکه همه انقلاب به شعارنويسي روي ديوار و پخش اعلاميه فروکاسته ميشود؛ انگار که انقلاب همين چيزها بوده است.









